برچسب: شهریور,
نویسنده: آبتین هاشمی
یه طوری قوی و بی تفاوته که با خودت میگی حق با اونه، منم که دارم اشتباه میکنم، چقدر منطقیه و من چقدر احمقم... سعی میکنی مث خودش باشی ، به خودت میگی اومد که با رفتنش بهت یاد بده ، رفت که بزرگ بشی اما بازم ته قلبت یه درد همراهت میمونه،دردی که تموم نمیشه، دردی که ی روزایی میزنه به گلوت و چشماتو سرخ میکنه..
ادامه مطلب
برچسب: ببینید,
نویسنده: آبتین هاشمی
+ی مدت اینستامو دی اکیتو کردم بودم ، امشب دوباره راه انداختمش ، مث اینکه همه مسافرت رفته بودن فقط ما .... !
+بعضیا تفریحشون عکاسیه ، اما یک عده شغلشون ! خیلی خوشبختن اوناایی که تفریحشون شغلشونه.
یکی مثل امیر علی ،هم کپشن هاش فوق العادس هم عکاسیش و هم ویدیو هاش... با اون سبک سِنس اورینتِدش ... -_-
اگر از آهنگ این پستش خوشتون اومد : بغض - ایهام
برچسب: اورینتِد,
نویسنده: آبتین هاشمی
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: آبتین هاشمی
+به امید روزی که هیچوقت به کسی نگم "اما من به حرفت اعتماد کردم" .
دردناکه نه ؟
+دانشجوی ایرانی باشی حداقل یکبار به مهاجرت فکرکردی ! جذابیت قضیه برای من توی خوندن تجربه های افراده ، وبلاگ هایی مثل زیر آسمان فلانجا(رسم بود ی زمانی وبلاگ هایی ازین دست با زیرآسمان شروع بشن که پسوندش اسم شهر یا کشور یا یک توصیف بود) تا کانال های تلگرامی!
بعضی از وبلاگ هارو میخونم میبینم از نظرشون کشوری مثل امریکا هیچ

میگن ی روستایی هست به اسم کندوان که مردمش دل صخره هارو شکافتن و دارن داخلش زندگی میکنن . خونه هایی با دیوار های سنگی از دل کوه. اتاق هایی که برای ساختن هر سانتی مترش باید روز ها و ماه ها تیشه زد به سختیه کوه..
چی بهشون انگیزه میداد اینقدر سخت باشن ؟ این همه انگیزه ، برای کی؟برای چی؟
پ.ن:مثل همین پست یا اپیزود هایی که 3تاش رو فعلا قرار دادم سعی میکنم مثل چندسال قبل همه پستام ادامه مطلب داشته باشه

چهارشنبه, ۱ شهریور ۱۳۹۶، ۰۱:۴۰ ق.ظ
خیلی دوسداشتم ازش بنویسم از اتفاقی که 5 شنبه 2 مرداد افتاد اما خب بنویسم ازش که چی؟آره هفته بعد میشه یک ماه... ولی نمیخوام بهش اشاره کنم اصلا ، ولی چیزی که مهم بود خود این روز و اتفاقش نبود ، اتفاقاتی بود که قبلش رقم خورده بود .وقتی برمیگردم و بعضی از اشتباه های زندگیم رو میبینم حتی نمیتونم باورشون کنم که من بودم که انجامشون دادم ، میگم چقدر بی عقل بودی، چقد
اگر هرروز مجبوری از ۶ صب بیداربشی تا ۲ بری دانشگاه و بیمارستان
بعد از ساعت ۲ام اگه استادت نگفت امروز کشیکی و تا ۱۰ در خدمتتونیم
بری کتابخونه درس بخونی یا بری خونه و بازم درس بخونی
احتمالا داری پزشک میشی و باید روزپزشک رو بهت تبریک بگم!
پسس روزت مبارک
+اوناایی ام ک تموم کردن و الان پزشکن
با شناختی که من دارم یا الان کشیکن یا خونه گرفتن تخت خابیدن چون صب باس سرحال برن کشیک و به بیمارا برسن
در ن
برچسب:
نویسنده: آبتین هاشمی